تخصیص دارایی Asset allocation

تخصیص دارایی Asset allocation به تصمیمی گفته می‌شود که در آن سرمایه‌گذار مشخص می‌کند چه سهمی از سرمایهٔ خود را در هر طبقهٔ دارایی، مانند سهام، اوراق قرضه، وجه نقد، املاک یا طلا، نگه دارد. تنوع‌بخشی به این پرسش پاسخ می‌دهد که «در هر طبقه چند دارایی بخرم؟» و تخصیص دارایی به این پرسش پاسخ می‌دهد که «چه مقدار از پولم در هر طبقه باشد؟».

طبقه‌های دارایی رفتار متفاوتی دارند. سهام در بلندمدت بازده بیشتری داشته است، اما نوسان آن نیز بیشتر است. اوراق قرضهٔ باکیفیت معمولاً نوسان کمتری دارند و در دوره‌های افت بازار سهام گاهی ارزش خود را حفظ می‌کنند. ترکیب این طبقه‌ها با نسبت مناسب، ریسک کل سبد را کاهش می‌دهد.

پژوهش مشهور برینسون، هود و بیبوور Brinson, Hood & Beebower در سال ۱۹۸۶ نشان داد که بیش از ۹۰ درصد از تغییرات بازده سبد صندوق‌های بازنشستگی در طول زمان را می‌توان با سیاست تخصیص دارایی آن‌ها توضیح داد، نه با انتخاب تک‌تک سهام یا زمان‌بندی بازار.

عوامل مؤثر بر تخصیص دارایی

  • افق زمانی: پولی که تا چند سال آینده به آن نیاز ندارید، می‌تواند نوسان بیشتری را تحمل کند.
  • تحمل ریسک: اگر افت ۳۰ درصدی سبد باعث شود که با ترس دارایی‌های خود را بفروشید، سهم سهام شما احتمالاً بیش از حد زیاد است.
  • هدف سرمایه‌گذاری: خرید خانه در سه سال آینده با بازنشستگی در سی سال آینده تخصیص متفاوتی می‌طلبد.
  • درآمد و ثبات شغلی: درآمد پایدار به شما اجازه می‌دهد که ریسک بیشتری را در سبد خود بپذیرید.

یک قاعدهٔ سرانگشتی قدیمی می‌گوید که درصد سهام در سبد را برابر با «۱۱۰ منهای سن» در نظر بگیرید. این قاعده تنها یک نقطهٔ شروع است و شرایط شخصی هر فرد باید جایگزین آن شود.

توازن مجدد Rebalancing

با گذشت زمان، طبقه‌های دارایی بازده متفاوتی کسب می‌کنند و نسبت آن‌ها در سبد از هدف اولیه فاصله می‌گیرد. توازن مجدد یعنی فروش بخشی از دارایی‌هایی که سهم آن‌ها از هدف بیشتر شده است و خرید دارایی‌هایی که سهم آن‌ها کمتر شده است تا سبد به نسبت هدف بازگردد.

فرض کنید سبدی ۱۰۰٬۰۰۰ دلاری با ۶۰ درصد سهام و ۴۰ درصد اوراق قرضه دارید. در یک سال، سهام ۳۰ درصد رشد می‌کند و ارزش اوراق قرضه تغییر نمی‌کند. اکنون ۷۸٬۰۰۰ دلار سهام و ۴۰٬۰۰۰ دلار اوراق قرضه دارید و سهم سهام به حدود ۶۶ درصد رسیده است. با توازن مجدد، بخشی از سهام را می‌فروشید و اوراق قرضه می‌خرید تا نسبت دوباره ۶۰ به ۴۰ شود.

دو روش رایج برای توازن مجدد وجود دارد:

  • توازن مجدد زمانی: در فاصله‌های ثابت، مثلاً سالی یک بار، سبد را به نسبت هدف بازمی‌گردانید.
  • توازن مجدد آستانه‌ای: زمانی سبد را متوازن می‌کنید که سهم یک طبقه بیش از مقدار مشخصی، مثلاً ۵ واحد درصد، از هدف فاصله بگیرد.

توازن مجدد سرمایه‌گذار را وادار می‌کند که دارایی گران‌شده را بفروشد و دارایی ارزان‌شده را بخرد؛ کاری که از نظر احساسی دشوار است اما با اصل «ارزان بخر، گران بفروش» سازگار است. هزینهٔ معاملات و مالیات بر سود سرمایه را نیز در نظر بگیرید. در بسیاری از موارد، می‌توان با هدایت پول جدید به طبقهٔ عقب‌مانده، بدون فروش دارایی، سبد را متوازن کرد.