مدیریت فعال و غیرفعال Active/Passive management

مدیریت فعال Active management

مدیریت فعال به استراتژی‌ای در مدیریت پرتفولیو اشاره دارد که در آن مدیر پرتفولیو سرمایه‌گذاری‌های مشخصی را با هدف کسب عملکردی بهتر از شاخص معیار انجام می‌دهد؛ برخلاف مدیریت منفعل که در آن سرمایه‌گذاران انتظار بازده‌ای نزدیک به شاخص معیار دارند.

در حالت ایده‌آل، مدیر فعال با بهره‌گیری از ناکارآمدی بازار و خرید اوراق بهادار زیر ارزش، سعی در بهبود بازده صندوق دارد. همچنین مدیران فعال ممکن است نوسان یا ریسک کمتری نسبت به شاخص معیار ایجاد کنند. کاهش ریسک ممکن است به جای یا علاوه بر هدف ایجاد بازدهٔ بزرگ‌تر نسبت به شاخص معیار باشد. مدیران پرتفولیو فعال از فاکتورها و استراتژی‌های مختلفی برای ایجاد پرتفولیو استفاده می‌کنند.

بارزترین اشکال مدیریت فعال این است که مدیر صندوق ممکن است انتخاب‌های سرمایه‌گذاری مناسبی نکند یا نظریه نامطلوبی را در مدیریت پرتفولیو دنبال کند. کارمزدهای مربوط به مدیریت فعال نیز بالاتر از کارمزدهای مدیریت صندوق منفعل است، حتی اگر معاملات مداوم وجود نداشته باشد. آن‌هایی که سرمایه‌گذاری در صندوق‌های مشترک مدیریت شدهٔ فعال را در نظر دارند، باید امیدنامه صندوق را با دقت بالایی مطالعه کنند. داده‌های چند دههٔ اخیر نشان می‌دهد که اکثریت صندوق‌های سهام فعال با سرمایهٔ بزرگ و متوسط در ایالات متحده در کسب عملکردی بهتر از صندوق‌های شاخصی منفعل مشابه خود ناکام بوده‌اند. استراتژی‌های مدیریت فعال صندوق که شامل معاملات مداوم هستند، هزینه‌های معاملات بالاتری دارند که بخشی از بازدهٔ صندوق را از بین می‌برد. به‌علاوه، بازده سرمایه‌ای کوتاه‌مدت ناشی از مبادلات مداوم، اغلب از نظر مالیات بر درآمد اثر نامطلوبی دارد. وقتی دارایی‌های یک صندوق مدیریت‌شدهٔ فعال بسیار بزرگ می‌شود، صندوق رفته‌رفته ویژگی‌های شاخص‌مانند پیدا می‌کند؛ چرا که صندوق باید به جای سرمایه‌گذاری صرف در گزینه‌های مورد ترجیح مدیر، در مجموعهٔ متنوعی از دارایی‌ها سرمایه‌گذاری کند. بسیاری از صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک تا قبل از رسیدن به این نقطه صندوق خود را می‌بندند. اما امکان بروز تضاد منافع بین مدیریت صندوق مشترک سرمایه‌گذاری و صاحبان سهام وجود دارد. چرا که بستن صندوق منجر به از دست دادن درآمد (کارمزد مدیر) شرکت صندوق سرمایه‌گذاری مشترک خواهد شد.

بسیاری از صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک به متولی و اعضای هیئت مدیره اجازهٔ نگهداری واحدهای سرمایه‌گذاری را نمی‌دهند؛ به عبارت دیگر آن‌ها به‌طور مستقیم بر عملکرد آینده صندوق تأثیر نمی‌گذارند؛ بنابراین مدیریت فعال معقول زمانی است که تمام مدیران و متولیان در موفقیت صندوق سهمی داشته باشند. شرکت‌های سرمایه‌گذاری خصوصی Private equity اغلب مدیریت فعال واقعی دارند، چرا که یک شرکت با مالکیت خصوصی عملاً یک مالک دارد که تصمیمات استراتژیک را در سطح هیئت مدیره می‌گیرد.

مدیریت غیرفعال (ایستا) Passive management

مدیریت غیرفعال (ایستا) یا سرمایه‌گذاری منفعل یک استراتژی سرمایه‌گذاری است که یک شاخص یا استراتژی مشخص را دنبال می‌کند. هدف از این نوع مدیریت حداقل‌سازی کارمزدهای سرمایه‌گذاری و جلوگیری از عواقب نامطلوب عدم پیش‌بینی درست آینده است. محبوب‌ترین روش، پیروی از عملکرد یک شاخص مشخص است. سرمایه‌گذاران معمولاً از طریق خرید سهام یک یا چند صندوق شاخص این کار را انجام می‌دهند.

با دنبال کردن یک شاخص، سبد سرمایه‌گذاری به‌طور معمول از تنوع خوبی برخوردار خواهد شد و گردش معاملات (و در نتیجه هزینه‌های معاملات) و هزینه‌های مدیریت نیز کاهش می‌یابد. با کاهش هزینه‌های معاملاتی، سرمایه‌گذاری در این صندوق‌ها می‌تواند موجب کسب بازده بیشتر در مقابل یک صندوق سرمایه‌گذاری مشابه با هزینه‌های معاملاتی و مدیریتی بالاتر بشود.

مفهوم مدیریت غیرفعال برخلاف نظر و عقیده بسیاری از سرمایه‌گذاران است. منطق پشت شاخص‌سازی ناشی از ۴ مفهوم اقتصاد مالی است:

۱) در درازمدت سرمایه‌گذاران به‌طور متوسط، قبل از کسر هزینه‌ها، عملکردی مشابه عملکرد بازار داشته‌اند، در نتیجه سرمایه‌گذار می‌تواند سود بیشتری از طریق کاهش هزینه ببرد تا تلاش جهت کسب بازده بیشتر از بازار.

۲) فرضیه بازار کارا ادعا می‌کند که قیمت‌ها در بازار منعکس‌کنندهٔ تمام اطلاعات موجود هستند و اطلاعاتی وجود ندارد که قبلاً تأثیر خود را بر قیمت نگذاشته باشد؛ در نتیجه اطلاعاتی برای بهره‌برداری باقی نمی‌ماند. تفسیر رایج این فرضیه آن است که به‌طور سیستماتیک «کسب بازده بیشتر از بازار» از طریق مدیریت فعال غیرممکن است.

۳) مشکل مسئله نمایندگی: یک سرمایه‌گذار که پول خود را در اختیار مدیر پرتفولیو قرار می‌دهد باید مشوق‌های مناسب را برای مدیریت ایجاد کند تا پرتفولیو را مطابق تمایلات ریسک و بازده موردنظر سرمایه‌گذار پیش ببرد و همچنین عملکرد مدیریت باید تحت نظر قرار گیرد.

۴) مدل قیمت‌گذاری دارایی سرمایه‌ای (CAPM) و تئوری‌های مربوط به پرتفولیو، که بر این فرض استوار هستند که در حالت تعادل همه سرمایه‌گذاران ترکیبی از پرتفولیوی بازار و دارایی‌های بدون ریسک را نگهداری خواهند کرد، در نتیجه تحت شرایط مناسب، یک صندوق شاخص بازار تنها صندوقی است که سرمایه‌گذاران به آن نیاز دارند.

منابع:

مدیریت غیرفعال - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

مدیریت فعال - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد